سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
زمستان 1386 - وسوسه عقل
 RSS  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسی بلاگ|مجموع بازدیدها: 81804 | میهمانان امروز: 59
لوگوی وبلاگ

مراجع و علما
پایگاه‏اطلاع‏رسانی‏امام‏خمینی [225]
آیةالله‏خامنه‏ای [216]
اطلاع‏رسانی‏و‏نشر‏آثار‏آیة‏الله‏خامنه‏ای [212]
آیة‏الله‏سیستانی [179]
آیة‏الله‏جوادی‏آملِی [202]
آیت الله وحید خراسانی [120]
مرکزپاسخ‏گویی‏به‏پرسش‏‏‏ها(حوزه‏‏‏علمیه) [253]
کتابخانه‏تخصصی‏تاریخ‏اسلام‏وایران [161]
رساله‏آیة‏الله‏بهجت [223]
آیةالله‏فاضل‏لنکرانی [126]
آیةالله‏مکارم‏شیرازی [286]
استاد‏هادوی‏تهرانی [175]
استاد‏حسین‏انصاریان [180]
آیةالله‏صافی‏گلپایگانی [163]
استاد‏محسن‏قرائتی [177]
[آرشیو(18)]
جستجو
لینک های دوستان
از اهالی کوهپایه
سوزن‏بان
بر بساط نکته دانان
شوقِ عشق
نورالهدی
شب نوشت
علوم قرآنی
حکومت اسلامی
شـورشیـرین
مجله قرآنی قرآنیان
پیامبر اعظم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم)
باشگاه‏اندیشه
نشریه‏کتاب‏‏نقد
اشتراک
 
مطالب قبلی
چراوسوسه عقل؟!
ماوائمه
مردی‏ناشناس!
تنهاترین‏‏رهبـــــــر
علم‏بهتر‏است‏یا‏ثروت؟!
آنچه‏داریم‏زبیگانه ‏تمنا‏نکنیم [2]
ما‏آبروی‏فقر‏وقناعت‏نمی‏بریم
حقوق بشر،آزادی ولیبرال دمکراسی...
دی‌ماه [5]
مدت عمــر
مشکلی‏دور ازنظر
بنی‏آدم‏اعضای‏یک‏پیــــــکرند
نوروز‏جان‏ما‏کی‏فرامی‏رسد؟!
با‏آتـــــــــش‏بازی‏نکنید!!
کمی‏در‏فکر‏خود‏باشیم!
صداقت
تجسم‌اخلاص
ایام فاطمیه
رسدآدمی به جایی که...
حکیم‏ابوالقاسم‏فــــردوسی
آدم‏های‏کوچک‏باغم‏وشادی‏های...
شهر مقاومت
پدر‏مظلومیت
صفحه‏های‏روزه‏داری [3]
عثت،جشن‏تکلیف‏انسانیت
درد دل با ساربان
بنای‏دینداری‏ و حوادث تهدید کننده
یک‏بیماری‏قدیمی‏و‏خطرناک
و تو تکرار نمی‏شوی
تابستان 1387
بهار 1387
زمستان 1386
پاییز 1386 [3]
تابستان 1386 [2]
بهار 1386
زمستان 1385 [5]
تابستان 1385
بهار 1385 [5]
زمستان 1384 [4]

 


 


 


  از حسرت های این زمانه  ، دور ماندن از دورانی است که پیامبر مهربانی صلی الله علیه و آله و سلم در آن زندگی می کرد. این درد مشترک ما و اویس قرنی  است که از قــرَن او تا مدینه معشوقش فاصله زیاد بود چنانکه از قــرن ما تا آن دیار حبیب فاصله زیاد است  اواز لحاظ مکانی ، دور مانده بود و هماره در حسرت دیدارش می سوخت و ما به مسافت زمانی دورمانده ایم.



وقتی اویس به مدینه رسید ، او در سفر بود و روزی که ما به زندگی رسیدیم او سفر کرده بود، با این تفاوت که اویس گرچه رویش را ندید ، ولی بویش را با تمام وجود استشمام کرد و به همان قناعت کرد ؛ و ما نه رویش و نه بویش و نه هیچ نشان دیگری برای قناعت.



23 سال شکوه عظمت انسان کامل ، چشمه جوشانی بود که زلال آن همه‌ی تاریخ را از تشنگی می رهاند. دورانی سخت برای مردی از ملکوت که زجر می کشید و لبخند می زد ؛



                                                                  پیامبری که گویی نفرین نمی دانست!



دلی فراخ تر ازهفت آسمان که مملو از عشق به خدا و بندگان خدا بود و نگران ایمان آنان ؛ تا جایی که خدایش فرمود:



(( ای رسول ، نزدیک است که اگر مردم به کلام خدا ایمان نیاورند جانت را از شدت حزن و تاسف بر آنان ، از دست بدهی.)) سوره کهف / آیه 18



عجیب ترین عتابی که خداوند  برپیامبرش فرمود ، عتابی که در هیچ یک از کتاب های آسمانی نیامده بود.



و عتابی دیگر: (( ما این آیات را فرونفرستادیم که تو این همه خود را در رنج بیفکنی)) سوره طه / آیه 2



 



و ما نسل غریب بیابان قرن بیست و یکم ، در حسرت روی مهربان حبیب الهی و بوی شوق انگیز عطر محمدی صلی الله علیه و آله و سلم ، حتی تصویر کاملی از آن جمال بی مثال نداریم .....



در این بیابان تنهایی کجایند مردانی در پی ما بیایند ؟ آنها که برای باز آمدن ما بگریند و غمشان دستگیری ما باشد؟ و با تمام دوری و نابخردی ما تحمل کنند و برایمان دعا کنند؟ کجایند رسولانی که نه 23 سال  بلکه فقط چند سال برای بازگشتنمان صبوری کنند؟



 



من کسی از نسل غریب و گریز پای آخرالزمانم.....



               کجاست زمزمه محبت محمدی صلی الله علیه و آله و سلم که مرا به راه باز خواند؟



 



                اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبة ولینا




نویسنده: علی مخدوم(پنج شنبه 16/12/86 :: ساعت 6:0 صبح)
لینک های مرتبط: